محمد مهدى ملايرى
314
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عربى هنوز در اين ميدان يعنى ترسّل ديوانى نوپا و ناپخته بود نه در اين امور سابقهاى داشت و نه تجربهاى ولى با اين حال باز عبد الحميد توانست با قدرتى كه در هر دو زبان و با احاطهاى كه بر سنّتهاى ديوانى فارسى داشت بلاغت آن زبان را با نقل مطالب و مضامين آن به اين زبان منتقل سازد و بدينسان هم كاربرد اين زبان يعنى عربى را در ترسّل ديوانى و رشتههاى مختلف آن گسترش دهد و هم نظم و ترتيب را در بيان مطالب بلند و پيوسته در آن معمول دارد . ستايشهايى هم كه ناقدان ادب چه قديم و چه جديد از نثر عبد الحميد كردهاند مبتنى بر همين دو اصل است يعنى مشتمل بودن بر مضامين نو و بديع و نظم و ترتيب در بيان آنها ، و از آن هم كه ابو هلال او را براى شاهد نظر خود در انتقال بلاغت برگزيده چنين برمىآيد كه عبد الحميد در اين امر شاخص و معروف بوده است . از آنچه گذشت مىتوان اين مطلب را با اطمينان بيشترى بيان كرد كه مراد از الگوهاى نويسندگى ( امثلة الكتابة ) كه به گفتهء ابو هلال عبد الحميد آنها را از زبان فارسى به عربى برگردانده و براى آيندگان سرمشق قرار داده آنچنانكه برخى از استادان معاصر عرب گمان كردهاند و پس از اين بدان اشاره خواهد شد تنها يك سبك نويسندگى در حد صنايع كلامى و محاسن بيانى از نوع سبك متوازن يا آراستن كلام به سجع و ترصيع يا بسط كلام و تفصيل در بيان مقاصد نيست بلكه هم اين سبك انشاء و طرز بيان او است كه از تسلط او بر زبان عربى و قدرت او در به كار گرفتن كلمات آن سرچشمه مىگرفته و هم خود معانى و نظم و ترتيب در بيان آنها است كه آنها را از زبان پارسى برگرفته و بدين صورت به زبان عربى برگردانده است . در گفتار آينده از مجموعههايى سخن خواهد رفت كه ابن نديم در ضمن برشمردن آثار دبيران سرشناس با عنوانهايى از قبيل مجموعهء رسائل يا « كتاب رسائل » و مانند اينها ياد كرده . اين مجموعهها به عبارت او نوشتههايى بودهاند كه دبيران از نوشتههاى خوب خود يا دبيران و نويسندگان معروف روزگار خود يا از آثار پيشينيان جمع مىكرده و آنها را براى خود همچون الگوهايى نگه